ماسک کوچک کننده بینی ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی
پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده
مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
سه شنبه 4 بهمن 1390 @ 19:03

پست پایین پذیرای نظرات شماست :پی

این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده است.
برای مشاهده آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.
رمز عبور:
جمعه 9 دی 1390 @ 02:28

خوش به حال معشوق سعدى :)


ای روی تو آفتاب عالم

انگشت نمای آل آدم

احیای روان مردگان را

بویت نفس مسیح مریم

پنجشنبه 8 دی 1390 @ 20:06

دلم تا کجا پر بود...

اینا رو می‌گم؛ نه به قصد درد دل، می‌گم که شاید مادری بخونه و از دل یه بچه بفهمه حضورش چقدر مهمه.

مادر من شاغله، خیلی از ولخرجی‌های من رو دوش مامانمه.. از نظر مالی تامینه، حداقل تو مشهد جزو آدم برترهای رشته‌ی خودشه...

هر جوری حساب کنم هم مامان خوبیه؛ خیلی خوب‌تر از خیلی مامان‌ها...
حالا درد من چیه؟

ندیدنش...این‌که من هنوزم که هنوزه یه حضور 6 ساعتش تو خونه واسه‌م هیجان‌انگیزه... حضور محض ها، نه با حواس پرت به دفتر کتاباش...چیزی که اصولاً کم پیش میاد...

یا خرید رفتن باهاش، حرف زدن، دستپخت‌ش رو خوردن...

 

ته‌ش چی می‌خوام بگم؟

از من که گذشت :) نمی‌گم درس بخونید و بشینید تو خونه که عین اسراف و ناجوونمردیه..

بخونید؛ خیلی هم بخونید.. سر کار هم برید... ولی اگه مادر شدید حواستون باشه؛ کسایی هستن که مدرک شما، پول شما، مقام شما، هیچکدوم اندازه‌ی حضورتون تو خونه آرومشون نمی‌کنه...

 

پ.ن: نمی‌گم با بچه سر کار نرید ها، برید..ولی به خدا 6 روز هفته ظلمه...2 روز در هفته بی‌خیال کار شید...روزی آدم‌ها فقط به ساعت کاریشون نیست...

 

پ.ن: همیشه غصه‌م بوده، ولی امروز که شنیدم می‌خوان به کار به کاراشون اضافه کنن دلم خیلی سوخت...

 

همین :)

 

 

 

 

دوشنبه 28 آذر 1390 @ 01:22

مگه اینکه رو شیشه عینکم بنویسم

تنها پدر و مادرند که تکرار نشدنید...

و شاید این برادرها.


جز اینها، عزیزید و حد دارید؛ اینها عزیزترند و نامحدود.


پ.ن: نگارنده در مورد پدر بچه ها فعلاً نظرى ندارد ؛)

جمعه 18 آذر 1390 @ 11:43

اینم رفت تو فیوریت‌ها :پی

+ یک‌شنبه قبل امتحان هوش مصنوعی، داشتم به مثابه وِرد آیة‌الکرسی می‌خوندم؛ استاد هم سوالات امتحانُ توضیح می‌داد؛ من رو دید و خندید و گفت استرس نداشته باشین، آسونه امتحان.


وسط امتحان اومده بالا سرم میگه آسونه سوالا یا سخت حالا؟ :)


سوال مطرح این است؛ شد من یه امتحان بدم بی‌دغدغه‌ی آبروم جلوی استاد؟

بعد دوشنبه هم یه امتحان دارم باز، تحقیق در عملیات و اینا، آیا خدا چقدر می‌تواند بزرگ باشد؟ ;)


در نهایت هم که، آدم‌ها حد دارند...

   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10    >>